تبليغاتX
هزار و یک راه نرفته

آقاي پرزيدنت آحمدي نژاد پرست! گفتند كه "مردم ايران بهترين مردم دنيا هستند." و " مردم ايران آزادترين مردم دنيا هستند." هفته­ي پيش هم گفتندكه" قطعنامه­ي سازمان هديه­ي بود براي مردم ايران!".

آقاي رئيس جمهور شما هم قطعن بهترين رئيس جمهور دنيا هستيد. واقعن شرمنده هستيم كه هديه­ي در شأن شما پيدا نكرديم كه به شما تقديم كنيم.

اميدواريم كه اون كشور جهانخوار آمريكا هم قدر شما رو بدونه و يكي از اون بمب­هاي 20 تني خودشو به عنوان عيدي سال نو به شما تقديم كنه.

+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386 توسط خون دل |


هي پاشو. پاشو.

پاشو دیگه.

يكي باهات كار دراه.

بخدا يكي باهات كار داره. پاشو ديگه. اين همه خابيدي بست نيست.

فقط يه سئوال داره.

مي خواد بدونه كه دو دو تا چند مي شه؟!

آره، خودم مي دونم چهارتا مي شه ؛ ولي چرا اينجا اينجوريه؟

بعضي وقتا دو دوتا مي شه سه تا بعضي وقتا ميشه پنج، بعضي وقتام اصلن نمي شه حساب كرد.

فهميدي؟ گوش مي­دي چي مي­گم؟ ها؟

هوي، پاشو ديگه، لامصب.

اصلن نخاستيم، برو به خوابت برس. برو. برو ...

آره، آره، تو مي توني...

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 توسط خون دل |


به اين فكر مي كردم كه آيا مي شود از زندگي سير شد؟

يعني مي شه طوري زندگي كرد كه از آن سير شد؟ يعني ...

براي سير شدن از زندگي چند ساله كافيه؟

اگه بشه از زندگي سير شد، اونوقت مرگ چقدر لذت بخش خواهد شد.

در اين صورت مرگ هم جزئي از زندگي خواهد بود.

...

هی صبر کن.

یکی می گه: زندگی آنقدر زیبایی داره که به مرگ فکر نکنیم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 توسط خون دل |


درد هاي من

جامه نيستند

                   تا ز تن در آورم

‌« چامه و چكامه» نيستند

تا به « رشته ي سخن» در آورم

نعره نيستند

                     تا ز « ناي جان» برآورم

 

دردهاي من نگفتني

دردهاي من نهفتني است

 

*

دردهاي من

گرچه مثل دردهاي مردم زمانه نيست

درد مردم زمانه است

مردمي كه چين پوستينشان

 مردمي كه رنگ روي آستينشان

مردمي كه نام هايشان

                            درد مي كند

من ولي تمام استخوان بودنم

لحظه هاي ساده ي سرودنم

                           درد مي كند

 

انحناي روح من

شانه هاي خسته ي غرور من

تكيه گاه بي پناهي دلم شكسته است

كتف گريه هاي بي بهانه ام

بازوان حس شاعرانه ام

                     زخم خورده است

 

دردهاي پوستي كجا؟

درد دوستي كجا؟

 

*

اين سماجت عجيب

پافشاري شگفت دردهاست

دردهاي آشنا

دردهاي بومي غريب

دردهاي خانگي

دردهاي كهنه ي لجوج

 

اولين قلم

حرف حرف درد را

                  در دلم نوشته است

دست سرنوشت

                     خون درد را با گلم سرشته است

 

پس چگونه سرنوشت ناگريز خويش را رها كنم؟

درد

رنگ و بوي غنچه ي دل است

پس چگونه من

رنگ و بوي غنچه را ز برگ هاي تو به توي آن جدا كنم؟

 

دفتر مرا

دست درد مي زند ورق

شعر تازه ي مرا

درد گفته است

درد هم شنفته است

پس در اين ميانه

من از چه حرف مي زنم؟

 

درد، حرف نيست

درد، نام ديگر من است

من چگونه خويش را صدا كنم؟

 

                                         " قيصر امين پور"

+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386 توسط خون دل |


و اين هم بگذرد.

بگذرد.

بگذرد.

بگذرد.

وق وق كنان سگانتان نيز بگذرد.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 توسط خون دل |


چند روز پيش دكتر فرهنگ اومده  بود به دانشكده ي ما. به مناسبت هفته بهداشت روان و دندان سخن راند. حرفاي جالب و كمي تا قسمتي عجيبي زد. مي گفت همه از درونشون به اطراف انرژي مي فرستن، بعضي ها انرژي مثبت، بعضي منفي؛ بستگي به افكاري داره كه ما در ذهن داريم. اين انرژيو حتي اشياء هم دريافت مي كنن و به اون پاسخ مي دن. گفت كه اينها كاملن از لحاظ علمي اثبات شدن.

مثلن اگه من به شما فكر كنم، انرژيي از طرف من به سمت شما ارسال مي شه و شما (هر جايي كه باشيد) اين انرژيو دريافت مي كنين و به اون پاسخ مي دين. حالا اين انرژي ممكنه مثبت باشه و يا منفي، بستگي به احساسي داره كه من نسبت به شما دارم.

...

حرفايي كه زد بيشتر شبيه يه داستان تخيلي بود ؛ ولي براي من اتفاقاتي افتاده كه باور كردن حرفاشو راحتر كرده.

 البته آخراش حرفايي زد كه با اون قسمت كاملن مخالفم.

و اين بود انشاي من.

راستي من الان دارم به شما فكر مي كنم، انرژيشو گرفتين؟! مثبت بود يا منفي؟

من هم انرژي شما را دريافت مي كنم! باور كن. به جون دكتر فرهنگ.

 

-------------------

تقريبن دو هفته بعدتر:

الان به اين نتيجه رسيدم كه حرفاي دكتر فرهنگ دروغ مصلحتي بيش نبوده! مخصوصن اون قسمتايي كه درباره ي دين گفت.

اي دكتر بي فرهنگ، مثلنYale درس خوندي. چرا دروغ مي گي.

فقط به خاطر پول!؟

 

+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386 توسط خون دل |


به اطلاع شهروندان عزيز مي رسانيم كه به دليل برخي مشكلات فني پيش آمده در كانال هاي ارتباطي، تمامي صندوق صدقات در سطح شهر غير فعال شده اند. لذا خواهشمنديم تا اطلاع ثانويه از پرداخت وجه به اين صندوق ها جدا۫ خودداري فرماييد. در غير اين صورت هيچ گونه مسئوليتي در قبال دفع بلاياي هفتادگانه نخواهيم داشت.

           روابط عمومي وزارت دفع بلا

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 توسط خون دل |